| |
| سه شنبه 14 اسفند ماه سال 1386 |
| دعا کنید |
| از شما چه پنهون دوستان اوضاع مالای کمی قاراشمیشه دعا کنید مشکل حل شه... خیلی اعصابم خورده . راستی امروز سروش از من خواست براش بادکنک (باببک ) بخرم باید براش گیر بیارم ! یا حق ! |
|
| |
| شنبه 22 دی ماه سال 1386 |
| سلام بچه ها!! |
| من متاهل شدم با یه بچه شیرین ۲ ساله همه چیز تماس بر وفق مراده خدا را شکر !!! التماس دعا |
|
| |
| شنبه 5 آذر ماه سال 1384 |
| سلام مهربو نا...... |
روزای زندگی داره میگذره و الهی شکر خوبم میگذره با سلامتی و محبت ....منم یه کاره نیمه هفته گیرم اومده و خب شکر میگذره .... و سعید جونم مشغوله و حسابی کار میکنه .. .فقط برامون دعا کنید که خدایی نکرده زمین نخوریم... .راستی مامان سعید جونم یه خورده کسالت دارن که خوشحال میشیم دعاشون کنید.... ..در جواب شیدای عزیز هم باید بگم عشق معجزه میکنه و بابابی منم از این قانون خارج نیست ... ما به خدا توکل کردیم و به نیروی عشق تکیه تا بابام خیلی از مسائل و عقایدش رو نادیده گرفت و ما با هم ازدواج کردیم حالا باقی مسائل با خداست و تلاش خودمون .. .دوستون داریم . .یا حق!!!!!!!!  |
|